شنبه 19 بهمن1387 ساعت: 23:25 یه همچین روزی بود که موافقت کردم برای شرکت توی یه وبلاگ گروهی .

...

تازه با دنیای وبلاگ نویسی آشنا شده بودم ، از طریق یکی از هم کلاسی هام بطور اتفاقی با وبلاگشون آشنا شدم ، یه وبلاگ گروهی که مدیری برنا و دانا داشت ،اون روزها راه و روش وبلاگ اینطوری بود که هفته ای موضوعی انتخاب و پستهایی در رابطه با اون موضوع گذاشته می شد ،

مشاعره: اولین موضوعی بود که من باهاش پست گذاشتم ، و خدایی هست ترکوندم ، یادم نمیره از اونجایی که اهل شعر نبودم با کمی تقلب شعر های زیادی می ذاشتم :) یادم نمیره یکی از نویسنده ها شعرش رو به حرف  "ظ" ختم کرد که منم دورش زدم و نوشتم " ظهر عاشورات امروز ، کربلا غوقاست امروز :دی" ... کم کم که گذشت با این وبلاگ دوستای خوبی پیدا کردم دوستایی که همشون برام یادآور روزهای خوب هستن ، دوستایی که هر چند ندیده بودمشون ولی بهترین ها و تنها دوستایی بودن که من توی دنیای واقعی و مجازی داشتم .

ولی متاسفانه مشکلات زندگی همه رو از هم دور کرد تا جایی که وبلاگ و نویسنده ها از هم فاصله گرفتن و کسی نیومد ولی باز دوباره با کلی تلاش و زحمت وبلاگ رو ، روبه راهش کردیم ولی باز مشکلات و سوء تفاهمات غلبه کرد و از هم پاشید ، ودوباره بعد از یه مدت دیگه باز تلاش کردیم و باز برای یه مدت کوتاهی فعال بود ولی دوباره غیر فعال شد ...:(

گذشت و گذشت ولی از عشقی که من و چندی از دوستان به اون وبلاگ داشتیم کم نشد درسته آپ نمی شد ولی خدایی هنوز از بعد از گذشت یک سال از آخرین غیر فعال بودنش روزانه 15-20 نفر بازدید کننده داره ، نمی دونم چطور شدکه این مطلب رو یهو هوس کردم بنویسم ، ای کاش دکمه ای بود تا زمان رو به عقب برمی گشتوندیم و از تک تک اون لحظات بهتر استفاده می کردیم و از از غیر فعال شدنش جلوگیری  ...!

 

در پایان :

+ این پست اشتراک گذاری شده در وبلاگ خودم

+ مدیر وبلاگ گروهی (برنا) بدون ما به هدفمون رسیدیم و وبلاگی ساختیم که هرگز نویسندهاش فراموشش نمی کنن .

+ از لحاظ غلط املایی من معروف هستم پس شرمنده اگر متن بالا غلط املایی و تایپی داره .

+ پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم.

+ اینم وبلاگ خودم www.as-me.blogfa.com

نوشته شده در جمعه 1393/04/06ساعت 21:43 توسط ♪ از یـــــاد رفتـــــه |
عرفه...

 

غدیر...

 

عشق  به حیدر...

 

مباهله... 

 

 

کم کم صدای زنگ غم انگیز غافله...

 

سر بسته گویمت تو فقط روضه گوش کن....

 

ناموس اهل بیت کجا، شمر و حرمله...

 

ما را که "اجرنا" و "یا مجیر" عوض نکرد...

 

دل تنگ گریه های محرم شده دلم...

 

نوشته شده در دوشنبه 1392/08/13ساعت 20:10 توسط ♪ فاطمه |
امروز روز مباهله است

 

من هم براساس چیزهایی که تو تفاسیر خوندم مختصری مینویسم

مباهله:اعراب وقتی میخاستند اعتقاداتشون وبه نوعی بسنجند وببینن کدومشون حق هستند

جمع میشدند و دروغگو را نفرین میکردند.

مسیحیت (نصاری ها نجران)معتقد بودند که آنان بر حقند پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صل الله علیه هم میگفتند من پیامبر اخر وبر حق هستم

تصمیم گرفتند مباهله کنند

پیامبر فرمودند شما زن هایتان مردانتان وفرزندانتان را بیاورید من هم میاورم

چون وقت معود رسید پیامبر اکرم با علی فاطمه زهرا حسنین رفتند

انصار با قبایل خود آمدند

چون دیدند پیامبر با خاندان پاکشان آمدند (ترسیدند)مباهله نکردند

عده ای آنجا مسلمان شدند و عده ای متوجه حق بودن پیامبر شدند اما به آیین خود ماندند!!!!!! تفسیرآیه61سوره آل عمران

در این روز هم حضرت امیرالمومنین انگشتر خود را به ساءل دادند

 

نوشته شده در چهارشنبه 1392/08/08ساعت 14:48 توسط ♪ فاطمه |
سلام به تو!ومهربانی بی مانندت.

بدا برمن که از درک این همه زیبایی عاجزم.

اگر رویت را از من برگردانی،اگر عطر نسیم مهربانی ات را از من دریغ کنی واگر لحظه های سربی مرا آفتابی

نکنی،من بیهوده ترین آدم روی کره زمین خواهم بود.

اعتراف میکنم که رسم عاشقی را بجا نیاورده ام.

نه اینکه راه ورسم را بدانم وکوتاهی کرده باشم،نه!

به جان این اطلسی ها و اقاقی ها قسم که هرچه در توان داشته ام کرده ام.

می دانم شان تو بالاتر است از آنچه من تقدیم کرده ام.اما عزیزترینم این قلیل را از من بپذیر

راستش را بخواهی چند وقت است که میترسم دیگر این نامه هم_که پاره های دل مرا حمل میکند_تو را به شوق

نمی آورند.

مهربانا!

روی خود را برمگردان و همه کوتاهی های مرا ببخش...

 

پ.ن مانده ام چشم به راهت گل نرگس

نوشته شده در چهارشنبه 1392/08/01ساعت 17:9 توسط ♪ فاطمه |
با اینکه میدونم بَدَم

ولی خجالتو میزارم کنار میرم پیشش میگم

خیلی دوست دارم

درسته دوست داشتن به این که کارایی انجام میدادم که راضی می بودی ازم ولی کاری نکردم

ولی میگفتم آقا خستم....

دلِــــم گرفته.......

 


پ.ن: دوستان جمعه بازار رو فراموش نکنید بیایین سر بزنین سر فرصت جبران میکنم شرمنده 1هفته نیستم

نوشته شده در جمعه 1392/07/26ساعت 20:31 توسط ♪ ﺂبــنبات ڪۅچۅڵــۅ |

سَلام دارم خدمتِ دوستای جمعه بازار

اینجانب آبنبات کوچولو

یکی از نویسنده های جمعه بازار می باشم

ایوای هی یادم میره میخوام چی بگم 

صبر کن فکر کنم

ممممممممممممممممممممم

آها یادمان آمد

امروز روزی است که شوالیه ای بدنیا اومده

شوالیه تاریکی؟؟؟

نه نه اشتباه نکن این شوالیهِ ما از جِنسِ زندگی دادنِ

شوالیهِ ای که اومد و به جمعه بازار زندگیِ تازه ای داد

البته به کمَکِ مَن!!!!!!!

و درکنار تولد شوالیه تولد راضیه هم هس

فقط میخوام یه هدیهِ کوچولو بهشون بدم

هدیه ای از جنسِ آبنبات

هَمین

 

 

من بلد نیستم مث خودت شعر بگم ولی این تیکه رو خودم نوشتم

سوت و کور بود جمعه بازار

رفت و امدها کم بود و گذرا

صدایی به گوشم رسید

صدایی که قدم های یکی را با خود می آورد

کسی رسید از راه

چه صفایی داشت صدای قدم هایش

به محض ورود جمعه بازار رنگی دگر گرفت

رنگی از جنسِ یکی رنگی

رنگی از جنسِ دوستی

آری او شوالیه بود

شوالیهِ زندگی....

 

 

 

بجز  تولد شوالیه تولد راضیه هم هس

این شعر هم تقدیم به اون

یک لحظه سکوت

صدای دیگری نیز به گوش میرسد

صدای تولد یک زندگیِ دیگر

زندگی از جنسِ دختری ناب

که با پا گذاشتن به جمعِ ما

دوست داشتن را هدیه کرد

 

وا من چقد حرف میزنم دوستان خوش اومدین به این تولد

میخوام بترکونین هاااااااااااااااااااااااااااا

ناسلامتی  دو تا تولده هااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

عاغا با بادکنک ها کار نداشته باشین هاا

از دوستان عزیر خواهشمند هستیم از آوردن نوگلان خودداری به عمل بیاورند

 

 مگه با شوما نیستم این بچه ی کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!:)))))

 

ببخش شوالیه جان این کوچکترین کاری بود که تونستم انجام بدم:))))

والبته از تو راضیه معذرت میخوام این کمترین کاری بود که از دستم بر اومد

میدونم خیلی ساده بود ولی همین از دستم براومد[خجالت]

 

تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر..

 

تولدتون مبارک...

 

امروز روز توست…..روز میلادت

دنیا تبسم کرده است امروز با یادت

 


امروز بی شک اسمان ابی ترین ابیست

تولدت مبارک

 

 

 

+ بدلیل عدم ثبت مجبور به پاک کردن تمامی عکس ها شدیم

 

نوشته شده در چهارشنبه 1392/07/24ساعت 23:0 توسط ♪ ﺂبــنبات ڪۅچۅڵــۅ |
هَمِه چیز تَمام شُد

خیالَت راحَت باشَد

دیگر کسی را نَداری کِه دوست داشتَنِ دروغِ ِخود را به تو نِسبَت دَهَد

مَن رَسمِ دوست داشتَن نِمی دانِستَم

آبنباتی با طَعمِ تَلخِ دروغ بودَم!!!

نوشته شده در دوشنبه 1392/07/22ساعت 8:58 توسط ♪ ﺂبــنبات ڪۅچۅڵــۅ |

با سلام خدمت همه جمعه بازاری های عزیز

به دلیل مشغله و مشکلات شخصی احتمالا 2-3 هفته ای

نتونم در خدمت شما عزیزان باشم

ولی موضوع این دو هفته رو مشخص می کنم تا جمعه بازار

از رونق نیفته و شما دوستان هم بتونین پست هاتون رو بزارین

لازم به ذکره به محض برگشتنم اسکارهای این 2-3 هفته رو یکجا

به حسابتون واریز می کنم.

با کمال احترام

شوالیه زندگی

 

پ.ن1: موضوع هفته اول(تا 2 آبان):

اگه امام زمانتون رو ببینین اولین جمله تون به ایشون چیه؟

پ.ن2: موضوع هفته اول(تا 9 آبان):

در رابطه با یاران امام زمان(عج) چه می دونین؟از اسامیشون اطلاع دارین؟

نوشته شده در شنبه 1392/07/20ساعت 21:57 توسط ♪ شوالیه زندگی |

قبل از اینکه راجب موضوع بگم شما رو به خوندن یه حدیث دعوت میکنم:

حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: 

پس از آنکه از رفیقت جدا شدی و رشته ی دوستیش را بریدی، پشت سرش بدگویی و غیبت مکن که با این کار راه برگشت را بر او می بندی، شاید تجربه های زندگی وی را به راه آشتی و تجدید رفاقت بکشاند.


از آیه الله بهجت(ره)پرسیدند:آقا!این همه راجع به جزیره خضراء بحث می شود،واقعا جزیره خضراء کجا است؟

ایشان فرمودند:

جزیره خضراء آن دلی است که امام زمان(عج)در آن تاب بیاورد،اگر امام زمان(عج)در دلت آمد،

آن دل، جزیره خضراء است!

مردم باید دور این بگردند،کجا می گردی دنبال جزیره خضراء؟!

امام زمان همراه توست،چرا ما باید امام زمان(عج)رامنحصرومحصور در آن جا بکنیم؟!

من بگویم امام زمان(عج)در جزیره ای در فلان کشور تشریف دارند،نه خیر!یقین بدانید که امام زمان (عج)از رگ گردن،به من و تو نزدیک تر است.

برداشت من:

منظوره آیه الله اینه  به فکر این نباشین که امام زمان کجا زندگی میکنه و مکانش دقیقا کجاس

با جزییات کار نداشته باشین شما باید سعیتونو بکنین که از یاران واقعی ایشون باشین فکر کردن به این چیزا فقط وقتتونو میگیرین.

فقط باید واسه ظهور کردنش زمینه رو آماده کنیم،آماده باشیم،مث مردم کوفه نباشیم!!!! که از امام حسین(ع) دعوت کردن ولی تنهاش گذاشتن.

این ننگ بزرگیه که الان هم از مردم کوفه به بدی یاد میشه.

خدایا سعادتی عطا بفرما!!!!

تا لیاقتِ همراهیشو داشته باشیم.........

نوشته شده در جمعه 1392/07/19ساعت 11:4 توسط ♪ ﺂبــنبات ڪۅچۅڵــۅ |

باز هم جمعه گذشت و نیامدی

کجایی ای مظهر عشق؟

کجایی ای والاترین عاشق سرزمین کبریایی؟

کجایی ای طاووس اهل جنت؟

دل بی نوای ما هزاران بار شکسته است

تو بیا و با آمدنت این دل را هوایی کن

ای خریدار دلهای شکسته

یه هفته دیگه هم به سر رسید.توجه کردین چقدر زود هفته ها می گذرن؟

بی خیال

نوبت تقسیم اساکره!!! جمع مکسر اسکار

... و اما اسکار

اسکار مناجات هفته: فاطمه - پست زیبای منجات عاشقانه

اسکار گره کور هفته: از یاد رفته- عکس پست یا رب

اسکار کوتاه ترین کامنت هفته: لیلی (آشفته زمانیست....یا رب مددی...)

اسکار عنوان هفته: زینب- پست فلش بکی به دبیرستان

دیپلم افتخار پست هفته: آبنبات کوچولو – پست رسم دنیا

اسکار زیباترین تشبیه هفته: فاطمه- پست مناجات عاشقانه (زبانم دروازه اشتباهاتم شده است)

اسکار ناهماهنگترین عنوان هفته: میس استار- پست ذهن خاموش

اسکار رنگی ترین عکس سیاه سفید هفته: از یادرفته- عکس پست یا رب

اسکار اخراج هفته: سارا که مجبور به ترک وب قبلی و پایان همکاریش با پخمه و افتتاح وب جدیدش شد

اسکار نوستالژی هفته: لیلی (اصن یاااااااااااادم رفته بود ریتم اسکارو یادش بخیر)

اسکار کامنت هفته: محمدطاها (وقتي ميشنوم كسي آه ميكشد و مي گويد:زندگي سخت است!

وسوسه شوم از او بپرسم:در مقايسه با چه؟)

اسکار تلخ ترین جمله هفته: زینب- پست فلش بک (همه امام زمان (عج) رو دروغگو خطاب میکنن

و به غیر از اصحاب واقعیشون همه ی مردم تو جبهه ی دشمنان ایشون قرار میگیرن و باهاشون مبارزه میکنن)

اسکار آینده نگرانه ترین پست هفته: میس استار- ذهن خاموش

اسکار غلط املایی: فاطمه (دریاهای مطلاطم) متلاطم صحیحه

اسکار پاورقی هفته: آبنبات کوچولو – پست رسم دنیا (خُدا جون اون بالا تَنهایی بِهتَره این

پایین باهم بودنش از صدتا تنهایی بــَدتَرِ مـــَنم میبری پیشِ خودِت؟)

اسکار گیجی هفته 2: زینب (دلم میخواست دنیا یه دکمه ی کلوز داشت...هر وقت که از

همه چی خسته میشدیم میزدیمش میرفتیم پیش خدا . . .) دکمه ترانسفر بهتر نبود؟

یا مثلا اسکینش رو عوض می کردی؟!

اسکار تعداد کامنت هفته: محمدطاها – 18 کامنت

اسکار سجع هفته: فاطمه (ای آفریدگارسعی وسکوت وسخاوت)-پست مناجات عاشقانه

اسکار اولین پست: زینب (که با پستش شروعی دوباره در جمعه بازار داشت)

اسکار فوق پست هفته: از یاد رفته- پست یا رب

اسکار محاوره ای ترین پست هفته: میس استار- ذهن خاموش

اسکار عکس هفته: آبنبات کوچولو – پست ای آنکه

اسکار متفاوت ظاهر شده ترین نویسنده: آبنبات کوچولو – پست دانشگاه

اسکار شفاف سازی هفته: محمدطاها (من عاشق نیستم میخوام برم سربازی بعدش کار

بعدش زن بگیرم عشقوعاشقی وجودنداره وقتی زن گرفتم عاشق زنم میشم)

اسکار تقدیر هفته: لیلی (به همه دوستانی که اسکار گرفتن از همینجا تبریک

میگم و به عوامل پشت صحنه خسته نباشید)

اسکار جالبترین چیز در مورد امام زمان: فاطمه-مناجات عاشقانه

نوشته شده در پنجشنبه 1392/07/18ساعت 20:0 توسط ♪ شوالیه زندگی |